بازی مرموز اردوغان  

      . 1390/6/15-23:54 | نسخه چاپي: تعداد بازديد: 194
      از نامه به آیت الله سیستانی برای معامله درباره بحرین، تا حمایت از طرح سعودی صهیونیستی در اسقاط نظام سوریه

      نخست‌وزیر تركیه طی نامه‌ای به مرجع عالی شیعیان در عراق، مسائلی را درباره تحولات جاری منطقه، بویژه انقلاب مردم مظلوم بحرین، را با ایشان مطرح کرد.

      بنا بر اعلام منابع آگاه، دفتر «حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی» در نجف اشرف روز پنجشنبه میزبان یك هیئت از سفارت تركیه در بغداد بود. این هیئت تركی حامل یك نامه به خط شخص «رجب طیب ارودغان» نخست‌وزیر تركیه برای آیت‌الله سیستانی بود. اردوغان در این نامه به بررسی تحولات جاری در منطقه، بویژه آنچه كه اكنون در بحرین در جریان است، پرداخته و موضع خود در قبال آنها را روشن كرده است.

      تلاش ترکیه برای ایفای نقش در بحران بحرین در حالی است که این کشور بر خلاف انتظار در بحران سوریه و آتشی که در این کشور از سوی آمریکا، اروپا، سعودی و اسرائیل روشن شده است، فریب توطئه آنان را خورده و در کنار قدرت‏های غربی علیه نظام مستقل سوریه صف‏آرایی کرده است.

      گرچه تمامی سیاست‏های سوریه مورد تأیید ایران نیست و جمهوری اسلامی از حاکمان این کشور خواسته است که به مطالبات برحق مردم خود گوش فرا دهند و رضایت آنان را فراهم سازند، اما همانطور که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند ایران از انقلابی که آمریکا و کفار آن را ایجاد کرده باشند حمایت نمی‏کند.

      رفتارهای متناقض و سؤال‏های بی‏پاسخ

      اما اکنون درباره تحرکات اردوغان این سؤالات مطرح است که: ترکیه به دنبال چیست؟ آیا واقعاً آنگونه که برخی فکر می‏کنند ترک‏ها با چشم‏پوشی از برخی منافع زودگذر، حامی ملت‏های مستقل شده‏اند و در کنار نیروهای مقاومت اسلامی، برای شکل‏گیری خاورمیانه جدید اسلامی تلاش می‏کنند؟ یا اینکه همه این مسائل برای به اصطلاح منافع ملی ترکیه و احیای "امپراطوری نوین عثمانی" است؟

      آیا باید "نامه اردوغان به آیت الله سیستانی" و "خروش او علیه رئیس رژیم صهیونیستی در اجلاس داووس" و "اعزام کشتی‏های آزادی به غزه" را باور کرد و یا "روابط گرم او با آمریکا" و "پایگاه نظامی دادن به اسرائیل" و "عضویت در ناتو" و "همراهی با طرح بندر بن سلطان در سوریه" را ؟!

      واقعیت چیست؟

      واقعیت این است که ترکیه نه تنها هیچ تعهدی به حضور در کنار ملت‏های مستقل و نیروهای مقاومت اسلامی ندارد؛ بلکه فقط به فکر منافع خود است تا از طریق افزایش قدرت اقتصادی و نظامی به ایفای نقش بیشتر در تحولات منطقه پرداخته و به آرزوهای بلندپروازانه خود دست یابد؟

      اگر جز این است، چطور ممکن است مردی که بیشترین روزهای یک دهه اخیر را صرف بهبود رابطه با «بشار اسد» رییس جمهور سوریه کرده است، ناگهان با صهیونیست‏ها و سعودی‏ها همراه شده و حتی در خاک خود از کنگره مخالفان اسد میزبانی کند؟ و چطور ممکن است تا آنجا پیش رود که آنکارارسماً  تهدید به حمایت از صدور قطعنامه علیه بشار در شورای امنیت کند؟ حرکتی که تا چند ماه پیش احتمال وقوع آن به ذهن هیچ کس هم خطور نمی کرد.

      و اما بحرین

      در ماجرای بحرین نیز به نظر می‏رسد که ترکیه به دنبال گرفتن امتیاز از کشورهای منطقه در ازای حمایت از مردم مظلوم این کشور است.

      شاهد آنکه برخی منابع خبری فاش کردذند که مدتی پیش در دیدار وزیر خارجه ترکیه با «نوری المالکی» نخست‏وزیر عراق، اردوغان برای نوری مالکی چند شرط گذاشته بود و اعلام کرده بود که تنها در صورت عمل به آنهاست که ترکیه در کنار ایران و عراق از حقوق مردم مظلوم بحرین حمایت خواهد کرد. اما ظاهراً کند این شروط آنقدر غیرمنطقی بوده است که مالکی آنها را "ناعادلانه" و "غیر منصفانه" خواند و رد کرد.

      اینک باید پرسید که چه شده است که ترکیه دوباره به فکر بحرین افتاده و با دور زدن دولت عراق، برای آیت الله سیستانی نامه ارسال می‏کند؟

      ترکیه بداند ...

      ظاهراً حرف دل اردوغان و یارانش همان چیزی است که «آقای عبد الله گل» رییس جمهور ترکیه گفته است و آن اینکه «باد تغيير و تحول در خاورميانه وزيدن گرفته است» پس چه بهتر که دولتمردان ترکیه از این شرایط  بهترین استفاده را ببرند!! خواه به قیمت تغییر موضع در برابر سوریه باشد و خواه به قیمت کنار گذاشتن شعارها و ادعاهای  سال‏های طولانی در خصوص حجاب و اخلاق در ترکیه!!!

      و شاید لازم است که کلاه خود را به احترام «نجم الدين اربكان» پدر اسلام‏گرایی نوین ترکیه برداریم که مدتی قبل از مرگش با لحني تلخ درباره عبدالله گل و اردوغان گفت: "آنها در حال حاضر ندانسته آب به آسياب قدرت‏هاي نژادپرست صهيونيستي و امپرياليستي دنيا مي‌ريزند و از نظام ناعادلانه صهيونيستي ـ غربي آنان حمايت مي‌كنند".

      اما نکته‏ای که دولتمردان ترکیه باید به آن توجه داشته باشند این است که اینک مردم کشورهای منطقه واقعاً بیدار شده‏اند و تفاوت میانجیگران مصلح و خیرخواه با میانجیگران فرصت‏طلب و سودجو را بخوبی می‏دانند.

      ترکیه ابتدا باید موضع خود را به درستی روشن کند و بگوید که چرا روابط با صهیونیست‏های آدمکش را با دست پس می‏زند و با پا پیش می‏کشد؟ و چرا با مخالفان دولت سوریه که با تحریک غرب و با پول وهابیت به دنبال تغییر اوضاع در سوریه که به نفع رژیم صهیونیستی هستند همخوانی می‏کند؟

      سخن آخر

      و کلام اخر اینکه مسؤولان سیاست خارجی کشورمان باید با در دست گرفتن ابتکار عمل، فرصت مانور را از فرصت‏طلبان بگیرند. جمهوری اسلامی ایران همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای گفتند از همه حرکت‏های مردمی و اسلامی در منطقه حمایت می کند مگر جایی که آمریکا پشت پرده آن باشد.

      نوشته شده در  سه شنبه 7 تیر1390



      • ارسال مطلب توسط : مدير سایت